کولر آبی چرا پلاستیکی نیست؟

برای بار چندم به رسم هر بهار کولر رو سرویس کردیم و همواره این سوال رو خواهم داشت:

چرا بدنه کولر آبی رو از پلاستیک نمی‌سازن؟ خو این پدرسگ زنگ میزنه، پوسته پوسته میشه، پاره پوره میشه و دستای منم پاره پوره میکنه! 

 

نظرات (8) پسند ()

ورودی بیشتر از خروجی

به طرز عجیبی میزان داده های دریافتی مغزم مثل ویدئو دیدن تو آپارات، خوندن خبر ها، بازی کردن و فیلم دیدن بیشتر از خروجی مغزم مثل حرف زدن و نوشتن شده. 

دارم داده اضافی انبار میکنم. 

نظرات (2) پسند ()

بعد 67 روز جنگ

بعد 67 روز جنگ

علاوه بر جنگ زده بودن یه وضعیت جدیدی هم آنلاک کردیم به اسم " نه جنگ نه صلح استایل". وضعیتی که توش جنگه ولی جنگ نیست و اوضاع آرومه ولی صلح نیست! کلا خاورمیانه همواره پر از شگفتیه و اصن این وسط یکی میگه وای من چرا آیفون 17 پرومکسم آپدیت نمیگیره حس میکنم خاورمیانه رو درک نکرده.

  • بعد از آتش بس نامحدود ترامپ که بعد از آتش بس دو هفته ایش استارت زد وضعیت چرت و پرت و بیخودی در جریانه، عین نامه های کلاسی که وسط درس دادن معلم رد و بدل میکردیم، طرفین جنگ دارن به همدیگه نامه میدن که اینجور بکن اون یکی میگه نه اونجور بکن و همینطور تا الان که میگن میخوایم توافق یک صفحه ای ببندیم! شاید در اوج دستاوردشون بنویسن "هرکی حمله کنه گیه!" بعد دموکرات ها بگن ما طرفدار گی ها هستیم و حمله کنن. موزاکرست دیگه، به همین موزی.

     

  • اخیرا یه عملیات تو تنگه هرمز انجام شد که هر طرفی واسه خودش یه چیز گفت، اون یکی گفت آمریکا رو زدیم حاجی ما خیلی خفنیم، اون یکی گفت قایق های سپاهو زدیم حاجی ما خفنیم، اووون یکی گفت امارات رو زدیم حاجی و خیلی چیز واضحی نیست که کی چیکار کرده، باز ما امیدوار نشسته بودیم یه فایت گنده ای استارت بخوره مثکه جمع شد. ایران میگه امارات میخواست راه جدید باز کنه راهشو بستیم هوراااا امریکا میگه بوی توافق اومد پروژه رو تعلیق کردیم هوراااا  و اون کشتی توقیف شده رو مثکه آزاد کردن تو بندری در پاکستان 

یه سفره ای پهنه همه ازش یه دستاوردی میکشن بیرون دیگه.

  • ازونجایی که گشت زنی هواپیما های آمریکا تو منطقه ادامه داشته و اسرائیل اعلام آمادگی کرده که اوضاع خیت شد حمله کنه، پدافند های تهرانم که دوبار فعال شدن به قول رسانه های داخلی ریز پرنده بزنن و صد البته جابجایی ناو ها (جرالد فورد مثکه داره میره سرویس بشه و آیا ناو جدیدی میاد؟) و ورود چند هزار نیروی جدید از آمریکا نشون میده گزینه حمله های نظامی کوتاه کوتاه و محاصره طولانی مطرحه. قبلا خیلی میگفتن از نظر قوانین آمریکا ترامپ 60 روز مهلت داره که جنگ رو تموم کنه و بعدش باید کنگره رو راضی کنه واسه تمدیدش اما اونطور که خوندم مثکه اوباما هم راحت از زیر این قانونه در رفته و ترامپم احتمالش زیاده ماسمالی کنه اینو.

کلا رسانه های داخلی با آزادی بیان آمریکا خیلی حال میکنن، درحالی که شما اینطرف چیز ضد جنگ بگی میشی منافق و سازشگر ولی اونجا دموکرات و جمهوری خواه حسابی همو میکوبن و ملت کمر به رسوا کردن هم دیگه بستن، صدا و سیمام میگه آخجون خبر مورد نیاز و با تیتر هایی مثل رسوایی ترامپ و مسخره کردن ترامپ همرو بازنشر میکنه. حالا اینجا رسانه ها چقدر احتیاط میکنن چیز به خامنه ای جونیور نگن که چیز بهشون نگن.

البته کلا دموکراسی واسه خاورمیانه چیز غریبیه هنوز

حالا جدا ازون دموکرات هایی که گرفتن تو ترامپ معمولا وقتی نماینده خودشون میاد رو کار، عین وقتی که امام جمعه ها از روحانی انتقاد میکردن و تا رئیسی اومد مشکلات کشور محو شد، اونام تعریف تمجید میکنن. خیلی ازین انتقادات رو من سعی میکنم ببینم طرف موقع دولت های قبلی چی چی میگفت که الان جلو ترامپ شیر شده.

  • در ادامه اختلاف افتادن بین متحد های آمریکا، اینکه چرا عملیات نجات هرمز یا صلح همچین چیزی موفقیت آمیز نبود یکی از دلایلش عدم اجازه عربستان از استفاده از پایگاه شازده سلطان بود که باعث شد امریکا لغوش کنه. از طرف دیگم امارات از اوپک و اوپک پلاس اومد بیرون که ینی ظاهرا محدودیت تولید نفت رو برمیداره تا بیشتر بفروشه و مثکه این به نفع آمریکاست. موضع ایران - پاکستان - ترکیه به عنوان دشمنای اسرائیل پر رنگ تر شده و ترکیه داره خرج میکنه نظامی زیاددد

اما همزمان با بنزین 4-5 دلار و افزایش هزینه های حمل و نقل آمریکا اینجا چه خبره؟

  • خیلی رسانه ها اصرار دارن بگن که تفرقه نکنید و متحد باشید ولی مشخصه که شکاف تو تصمیم گیری ها و تصمیم گیر ها زیاده. همزمان که عده ای میگن نباید درباره انرژی هسته ای و تنگه مذاکره کنید و باید همه جهان به ما عوارض بدن و اصن از اکسیژن هوا هم باید عوارض بگیریم وگرنه همروووو میزنیم، میبنیم که پیش نویس ها رد و بدل میشه و مسئله هسته ای و تنگه هرمز یه درمیون جابجا میشن یا خیلی محدود بهشون اشاره میشه یا اصن کاملا اشاره میشه.

درکل اگه قراری بر مذاکره نبود نباید آتش بسی رو قبول میکردن، اینقدر باید فشار میاوردی و میجنگیدی که طرف فرار کنه بره یا مجبور بشه هرچی تو میخوای مطرح کنه ولی الان که وایسادی دیگه مذاکره تو پاچت میره بخوای نخوای!

تو اخبار خیلی میگن کالا هست و واردات بیش از حد عادی درحال انجامه و تو بازار هم جنس هست اتفاقا! ولی کیه که بخره :) 

در کنار تورم ماهانه 40-50 درصدی یه سری افزایش هزینه جدیدم به اسم کمبود کالا یا شاید واقعا کمبود کالا رخ دادن، مثکه ثبت نام لاتاری ماشین شروع شده و قیمت هاش پایین تر از چیزیه که باید باشه و ملت دارن پول میریزن به حلق سایت که بعدش که گرون شد سود کنن اما وقتی کمبود فولاد شده به خاطر زدن کارخونه چجوری قیمت این کمه؟ راستی خامنه ای کوچَک میدونه تو ایران ماشین رو به صورت لاتاری میخرن؟! اصن این تو همه جهان قفله ها یکی بهش بگه. 

قیمت سخت افزار کامبویتر که کلا هم به خاطر حباب جهانی هوش مصنوعی هم اینکه چون بیشترش از امارات میومد و ما موشک زدیم توش حسابی گرونه، یه آیه الکرسی رو شون بخونید :/

  • به خاطر قطعی اینترنت یه سوتی مسخره ای حکومت داد که اینترنت پرو رو وارد کرد، من نمیدونم از بافت مغزی کی ظهور کرده، تو که به یه عده مثل وارد کننده و صنایع مادر و این چیزا دسترسی دادی برا چی شروع کردی ازش پول دراوردن؟! تابلوئه که بازار سیاه پیش میاد و تمام دلایل قطعی  اینترنت به خاطر امنیت رو خراب میکنه. 

قبلش یه سیم کارت سفید لو رفته بود که درواقع همون برداشتن محدودیت از آی پی شماست و یه عده باهاش خوش بودن و خدااااا کند که جهاد تبیین میکردن اگه فیلم و بازی نمیکردن، یه سری که باهاش شروع کردن کانفیگ فروختن

بعدش یه اینترنت پرو به اوپراتور ها ابلاغ شد که دولت گردنش نگرفت و گفت ما مخالفیم، اینترنت پرو گیگی 40-50 هزار تومن سالانه تقریبا 90 گیگ غیرقابل تمدید و با محدودیت 2 گیگ استفاده روزانه اومد و به اسم اینترنت کسب و کار ها، اینترنت اساتید، اینترنت فریلسنر و این چرت و پرتا فروخته شد، جدا ازینکه خریدن اینترنت برای کسب و کاری که مشتریش اینترنت نداره منطقی نیست یه عده رفتن خریدن و تازه الان به ذلالت افتادن و فهمیدن که این محدود بود حجمش و در مراتب اینترنت پرو هم خودش طبقاتی جدید ایجاد شد! این بین با توجه به اینکه رسانه های تکنولوژی هشدار دادن که بازار سیاه ایجاد میشه ولی تازه بعد ایجادش اژه ای گفت عه حاجی جلوشو بیگیریدددد و ایده قطعی به خاطر امنیت مذهک شد.

چون یه سری دلایل داشت مثل اینکه تو کشور های دیگه مردم اینترنت دارن و مدیر مسئولا محدودن و در شبکه داخلی کار میکنن که همه لو نره اینجا کاملا برعکسه! دلیل دیگشم این بود که خو وقتی اینقدر راحت میشه اینترنت سفید یا پرو گرفت که طرف جاسوسی میکنه دیگه راحت مرد حسابی. و با توجه به هک بانک ها بعد از قطعی متوجه شدن که صد درصد موثر نبود این کار. حالا بعدش وقتی دستور به ایرانسل رسید که اینترنت سفید (که نامحدوده ) رو برای خبرنگارا ببنده صداشون تازه درومد که اصن مهم نیست، گمانه زنی هایی مطرح شد که اینترنت پرو مورد علاقه تره براش که هم خوب بتونه تو پاچه ملت بکنتش هم محدود باشه...

و خلاصه اینطوریه که قیمت وی پی ان ها خیلی زیاد شده، هرچند یکم کم شد ولی هنوزم زیاده و حتی بخوای موبایل بخری هم مغازه دار ظاهرا یه پول اضافی واسه انتقال اطلاعات و فعال کردن حساب کاربریت میگیره (چند ملیون تومن!)

  ضرر کسب و کار ها هم که اینطوری بوده مارکتینگ دیجیتال، طراحی گرافیک، سئو و خدمات وب از همه بیشتر (حدود 80 درصد ) ترکیدن و صنایع پخش و غذایی و اینا کمتر، به نسبت هرچی که به اینترنت ربط داشت بیشترین تعدیل و ضرر رو داشته.

درواقع تنها دلیل منطقی که از قطع اینترنت باقی موند اینکه ملت اعتراضات گسترده نکنن :/ کلا چین  رو در جهت اشتباهی الگوی خودشون کردن.

 

 

 

نظرات (4) پسند ()

موحتوای فاخر دموکراسی پسند پارت هفتم

باز بلاگیکس گیر داده شماره تونو تایید کنید، بعد زده ایمیل فعال است درحالی که جیمیل فعال نیست -_- باو مشتی بس کن ناموسا 

نظرات (2) پسند ()

اینترنت و جاروی رباتیک

داشتم تک تاک اکسترای ویجیاتو رو میدیدم  که میخواستن درباره قطعی اینترنت غر بزنن که خب این مطقیه، بعضی وقتا که شیلنگ انتقادات رو میگیرن رو خبرگزاری فارس و تسنیم و اینام دیگه خیلی خوبه، تا اینکه گفت "جارو برقی رباتیک خونمون از کار افتاده " 

نمیدونم چرا تو هر ویدیو این حس غریبگی رو از تمام این رسانه های تک و گیم میگیرم که انگار اینا تو یه جهان دیگه میخوان زندگی کنن ولی تو ایران گیر افتادن.

کی آخه جارو برقی رباتیک داره ؟! 

 

نظرات (4) پسند ()

ایموشنال دمیج

نتوانستم درب رب گوجه را باز کنم و مادرم باز کرد. 

به هرحال تا به اینجا زندگی پستی بلندی هایی داشت و راضی بودم، میروم خویشتن از بام پرتاب کنم سوی افق... 

نظرات (8) پسند ()

هعیی روزگار

این آهنگ رو وقتی تو یه گروهی بودم از بین آهنگ های ارسالی بچه ها شانسی دانلود کردم. بعدا با اون بچه ها دعوام شد و انداختنم بیرون ولی آهنگه هنوز مونده پیشم 

 

نظرات (2) پسند ()

فایده بزرگ قطع اینترنت

توی رسانه های رسمی و مصاحبه ها شفاف ترین پاسخ برای علت قطع اینترنت " جلوگیری از هک و مسائل امنیتیه " اما بنظرم دلیل مهم تر دیگه ای هست که نسبت به این که میگن کارآمد تره

نظرات (2) پسند () ادامه مطلب

بازی های دوبله فارسی

بازی های دوبله فارسی

از زمان کودکی که تو عالم بازی های کامبیوتری (ورژن گیمر تهی دست) غرق شدم یه پدیده ای بود به اسم بازی دوبله فارسی و یه سری شرکت میومدن بازی کرک شده رو دوبله میکردن. شرکت هایی مثل فارسی سریر وجود داشتن و آشنا ترین دوبله فارسی برای بازی ها هم "جنگ های صلیبی" یا "Stronghold " بود که اون دیالوگ معروفش که خیلیا یادشونه "سرباز شمشیر زن عرب" یا میگفت " خزانه خالیست" و...

لذت انجام بازی دوبله فارسی یه چیز عجیب و غریب خفنی بود و اینقدر با محصول احساس نزدیکی میکردی ، اینکه میفهمی داستان چیه و با زبون قابل فهم خودت تو جهانش غرق میشی حسیه که شبیه پیتزا خوردن میمونه! مخصوصا وقتی زیر سی دیش مینوشتن " با گویندگان صدا و سیما" اونموقع دیگه با شاهکار گویندگی طرف بودی که تورو به درجات عظمی میبرد.

بازی ها کلا با چند تا زبان یا حداقل با چند تا زیرنویس عرضه میشن ولی چون ایران تحریمه خیلی لحاظش نمیکنن، گاهی بازی هایی مثل darksiders 3 یا prince of Persia lost crown زیرنویس و حتی دوبله اختصاصی فارسی از خود کمپانی سازنده رو دارن ولی تعدادشون خیلی کمه. معمولا به زبان هایی مثل ژاپنی، فرانسوی، چینی و یکی دوتا کشور دیگه دوبله میکنن.

اقتصاد ایران خیلی بی ثباته و همونطور که بازار این کرک های آسان نصب مثل پرنیان و عصر بازی و مدرن و اینا جمع شد بازار دوبله های اختصاصی هم جمع شد، با توجه به وضعیت الان گیم مردم ترجیه میدن همون بازی کرکی رو دانلود کنن تا پول سیدی بدن ولی خوشبختانه دوبله بازی از میان نرفت. اول سایت های فارسی ساز اومدن و دوبله هم کم کم به صورت خرید آنلاین اومد. سایت هایی مثل دارینوس و گیم دوبله تبدیل به مارکت پلیس هایی شدن که استودیو های کوچیک تر توش محصولات خودشونو بفروشن. جالبه که مردم ترجیه میدن پول دوبله رو بدن و اونو دزدکی نخرن :)

که این چیز خوبیه واقعا.

ینی من حاضر نیستم خود بازی رو بخرم ولی برای دوبلش قطعا پول میدم :/

میدونم دوبله یه سری مسائلی هم داره و همه بازی هارو نمیشه به خاطر ملاحظات فرهنگی دوبله کرد، مثلا یه اثری مثل ویچر رو دوبله کنی در دکانت تخته میشه یا اینکه بعضی دوبله ها سانسور میکنن اما بازم میارزه به اینکه یه عبارت رو نفهمم، مجبور بشم وسط بازی alt +tab بگیرم برم ترجمه شو سرچ کنم و بازم نفهمم این چی میگه. مرگ بر انگلیسی 

نظرات (0) پسند ()

عمری که بین جاده ها گذشت...

 

با شروع ترم چهارم که قرنطینه کرونا تموم شد و دانشگاه ها حضوری، بخش زیادی از زندگیم توی جاده ها گذشت. منی که از محله مون هم بیرون نمیرفتم و شهر خودمونو بلد نبودم حالا چندصد کیلومتر باید میرفتم تو یه شهر دیگه، البته که برای من اینقدر پر فراز و نشیب از آب درومد که چند تا شهر اضافه هم رفتم و کلا اینرو به اونرو شدم!

یه روز اتوبوس vip 24 صندلی تخت شو با تلوزیون (اوایل روشن بودن بعدا خاموش شدن کلا) و یه روزم یه 405 شوتی با 200 کیلومتر بر ساعت سرعت! کلا تمام روش های دور از عقل و احتیاط به جز موتور رو امتحان کردم. اوایل که نوب بودم کلی پول سوخت دادم به رستوران های بیرون شهر و راننده های عبوری عجیب و غریب. بعد ها دیگه حرفه ای تر شدم و فهمیدم میشود چانه زد و البته دیگه با 405 شوتی 200 کیلومتر بر ساعت نرفت. حتی یه بار تو اتاق استراحت راننده سفر کردم و اونجا فهمیدم vip واقعی اینه نه اون بالا! خیلی اوقات به خاطر اینکه پول تاکسی ندم چندین کیلومتر پیاده میرفتم چون حس میکردم نمیصرفه، گاهی هم گم میشدم و گوگل مپ نجاتم میداد. البته گم شدن توی شهر بهتر از وقتایی بود که وسط راه راننده بگه ازینجا به بعد مقصدمون جدا میشه چون مسافر ندارم و تو شبونه وسط ناکجا آباد، بین کامبیون های گنده خودتو پیدا میکنی و نمیفهمی اینجا کدوم گوریه اصن!

بیشتر اوقات رفتنی رو به یه ماشین عبوری میرفتم و برگشتنی بلیط اتوبوس میخریدم، با پوست و گوشت بالا رفتن قیمت ها، قحطی اتوبوس ها و محو شدن آپشن های ارزون رو میدیدم. آدمای مختلفی تو سفر دیدم، بعضیا شون قصه ای واسه تعریف کردن داشتن و بعضیاشونم ترجیه میدادن سکوت کنن، شاید چون اینقدر از بیرون سرد و رسمی بنظر میام ترسیدن چیزی بگن ولی اونایی که میگفتن دیگه متوقف نمیشدن، انگار که فقط دنبال یکی میگشتن که حرفاشونو بهش بزنن. یه روز آدمای مشتی پیدا میشدن اصن کرایه نمیگرفتن و یه روز دولا پهنا میکردن تو پاچم که این باعث مقدار زیادی بحث درون حمام با خودم میشد.

پیش میومد که از اقبال من صندلیم خراب باشه و عقب نره، خشک میشدم تا برسم مقصد و گاهی دیگه خیلی خوش اقبال میشدم ته تنها اوضاع خوب میشد بلکه یه خانواده ها بهم خوردنی تعارف میکردن! 

البته این جدا از تغذیه اتوبوس بود که هیچوقت نخوروم، جز شکلات های ویفری شو البته. 

اتوبوس ها همیشه تو مجتمع های بین راهی وایمیستن و یه جهانیه واسه خودش، از مغازه های همه چیز فروشیش و رستوران هاش تا دستشویی که با زیرکی باید پنهانی برید تا پول ندید. 

بسته به شرکت اتوبوس رانی، هرکدوم تو مجتمع خاصی وایمیستن ، یه بار یکیشون تو یه مجتمع دولتی وایساد چون پول ازم نگرفت، شایدم چون خصوصی بود پول ازم نگرفت ولی اینقدر تمیز بود که عنصر کثیف اونجا ما بودیم :/

از قسمت های لذت بخش این سفر های زیاد تماشای منظره بیرون بود. از بهار تا بهار چشمم رو به جاده میدوختم و همسفرم آفتاب بود، کوه ها می‌گذشتن و سیر زندگی چمن زار هارو میدیدم. ابر ها می‌گذشتن، یه روز بارون داشتن و به روز فقط سیس بارون! اگه عقب ترین قسمت اتوبوس بشینید پنجره بزرگ تری نصیبتون میشه تا زیر نور آفتاب و موسیقی کتاب بخونید. البته اگه کنار دستی تون نگه پرده رو بکش. صندلی تکی بهتره این مواقع. 

 

 

نظرات (14) پسند ()

دنبال‌کنندگان مشاهده همه

آمار بازدید

بازدیدکنندگان آنلاین 1
بازدید امروز 4
بازدید گوگل امروز 2
بازدیدکنندگان امروز 3
بازدیدکنندگان دیروز 10
بازدیدکنندگان هفتگی 30
بازدیدکنندگان ماهانه 159

چیزی برای جستجو تایپ کنید

ذهن نگاشت
ذهن نگاشت
یادداشت ذهنی

موقت مینویسم