
بالاخره اون روز میرسه، روزی که فرداش دیگه کسی بهتون گیر نمیده، کسی نمیگه اتاقت رو مرتب کن، بازی نکن، فیلم نبین، بیرون نرو، چت نکن، نقاشی نکش، مثل فلانی باش و اینو بخون یا اون کارو دنبال نکن...
مثل پرش از یه سکو به سکوی دیگست، دوره ای بعد از حوالی 19-20 سالگی که همه اون حرف های رو اعصابشون به طرز عجیبی کم میشن.
اوایلش خیلی خوش میگذره و حس آزادی داره ولی کم کم احساس گم شدن میکنید و دلتون میخواد یکی بهتون گیر بده که چیکار کنید.
