
جمعه بازار مثل یه توده باکتری میمونه، اگه از بالا طی ماه ها نگاش کنید ای داره به جهت های مختلف پخش میشه و بزرگ تر میشه. توده ای که از تورم، اجاره بالای مغازه ها و کاهش قدرت خرید مردم تغذیه میکنه. جمعه بازار فقط جمعه ها نیست، تمام شنبه ها وجود داره فقط از جایی به جای دیگه غیب و ظاهر میشه.
تو جمعه بزار خبری از اپلیکیشن و دلیوری و امتیاز مردم به جنس ها نیست، شما با حواس شش گانه بو، مزه، رنگ، صدا و حس تو پاچه کردن رو میچشید و هیچ راه برگشتی نیست.
افسانه ها میگن تو این بازار ها از لوازم خانگی، سبزی، لباس زیر زنانه، ظروف بگیر تــــــــا گیاه و جانور پیدا میشه. هیچکس نمیدونه جمعه بازاریان کی هستن و از کجا میان، برخی متون باستانی اون هارو دورف های بازرگان سرزمین میانه میدونن و برخی هم بازاریانی که گاهی دست فروشی میکنن...
قیمت اجناس توی این بازار اسرارآمیز اونقدر ارزون نیست ولی اونقدر هم گرون نیست، درواقع فهمیدن اینکه آیا اولین دست فروشی که ازش جنس میخرید به شما ارزون فروخته باشه یا اگه میرفتید جلوتر ارزون تر گیرتون میومد به قرن ها تجربه در زمینه جادو، آمار و احتمال و شانس بستگی داره.
اگه در یک جمعه بازار گم شدید کافیه مستقیم به سمت جایی که تمدن داره برید وگرنه سر از بیابان های بی انتها در میارید و به کرج میرسید، شاید هم تهران یا حتی بندر عباس!
جمعه بازاری هایی که لِوِلشون بالاتره و اسکین سوپر فرایدی سیلر رو آنلاک کردن یه جای ثابت دارن و شما میتونید از اونها به عنوان نشانه راه استفاده کنید.
یک بار از یکی تو جمعه بازار یه بسته باقلوا خریدم، خیلی خوب بود ولی دیگه اون آدمو ندیدم. این حقیقت جمعه بازاره...
خلاصه که جمعه بازار :)
