از توافق تا استریمر سنگک خوار

دیگه کم کم باید ازین حالت زیست جنگی بیام بیرون و برگردم به ساز و کار سابق، فکرشم رو اعصابه ولی چاره چیست، زمان میگذره و متاسفانه عمر من چند قرن نیست. 

اثرات فریرن تماشا کردنه! 

  • جدیدا خیلی حرف از توافق میزنن و اینقدر میانجی گر اومده وسط که فکر کنم آخرش ایران میمونه و آمریکا و اسرائیل و 200 تا میانجی که میگن آقا بساید صلح کنید اقتصاد ما پاچید. نتیجه این صوبتا یه توافق سه مرحله ای 60-90 روزه شد که مرحله مرحله درباره توقف جنگ و آزاد سازی دارایی ها و تنگه هرمز و... بحث کنن. مث همیشه داخلیونی که کلا امتیاز دادن براشون حکم باخت پیدا کرده گفتن هسته ای جزو مذاکرات نباشه و مسائل تنگه هم بین ما و عمان باید حل بشه آمریکا کلا ربطی بهش نداره بره گمشه. 

اما اصن کار تا اینجا نکشید و یهودی همیشه لجباز اومد به صحنه و با یه تماس تلفنی همه چیو به هم زد و آمریکا گفت نمی‌‌ شه پول بلوکه شده رو بدم بهتون و باز به اختلاف خوردن. 

بنظرم اینا کلا  مذاکره شون نمیشه و حین مذاکره مدام برای هم شاخ و شونه میکشن که ما آماده ایم ها! بزنی میزنیم و و از طرف دیگه اصن باهم کنار نمیان که بخوان تفاهم چیزی برسن. 

بشینید همون با شرق و اینا تجارت کنید و بیخیال تحریم ها بشید، موجودیت ایران یک تهدید برای غرب و اسرایله. برای ترامپ هم اوضاع جالب نی و تعداد مخالفین اختیار رئیس جمهوری برای جنگ با مخالفینش دیگه برابر شده، جام جهانی نزدیک و بعدشم انتخابات میاندوره ایه، که اصن نمیدونستم همچین چیزی وجود داره. مزیت های زندگی در ایران اینکه بحران ها دانش ناقص آدم رو بیشتر میکنن.

  • حین شستن قالی و پول ندان به قالیشویی فهمیدم قالی باس فایت سخت تری نسبت به موکت میباشد و ریختن تاید دستی بیش از حد باعث شد ساعت ها طی بکشیم آب بپاشیم، طی بکشیم و آب بپاشیم و ...

جدا ازین طی این عملیاد چند ملیمتر پوست دست و پا، یک دسته تی فلزی و یک جاروی قدیمی رو از دست دادیم، کل قالی های خونه رو بشوریم احتمال تلفات بالاتر محتمل است. مثل همون سوال که قبل تر پرسیدم " چرا اجزای کولر آبی پلاستیکی نیستن" الانم نمیفهمم چرا " دسته تی فلزیه!؟" خو این زنگ میزنه میشکنه که -.- 

بعد از قالی شویی محمد اوقلی و 24 ساعت بعدش متوجه شدم پاهام از ده جا گرفتن و جانباز راه قالی شویی شدم. با این وضعیت میخوایم بنایی کنیم! 

  • موحتوای فاخری که میساختم با یک ایموشنال دمیج احساسی مواجه شد، فهمیدم این call of duty modern warfare 2 دوبله شده همش سانسور شدست و اینکه ما هیچی از داستان نمیفهمید به خاطر فقر انگلیسی نبود، اصلا کات سینی تو بازی نیست که بخوای بفهمی! رفتم از یه شرکت دیگه دوبله دانلود کردم اونم سانسور شده بود و فقط مونده عصر بازی که اونم حس میکنم نتیجه بهتری نمیده... افصوص 

 

  • حین خوندن و یادداشت برداری از کتاب "طراحی مدل کسب و کار" ناگهان 20 صفحه ازش کنده شد و به این نتیجه رسیدم نگهداری من از کتاب کاملا متضاد با این بلاگر های کتاب و کتاب خوان های سوسولیه، مثلا اونا اصلا ورق رو تا نمیکنن تا نشونه بذارن، کتاب رو لوله نمیکنن با یه دست بخونن یا ورقش رو صاف نمیکنن. کتاب هایی که دست منه اشهد خودشو خونده و خودشو برای هر عذابی آماده کرده. کتابه دیگه سخت نگیر

اما در عین حال اینقدر حساسم که مصرف منابع سخت افزاریم زیاد نشه و کلی دسترسی های مختلف رو میبندم که به ماتلیدا (سیستمم) فشار نیاد. 

اولویت ها عجیب است.

  • دیگه جز آپارات جایی برای ویدیو دیدن نیست تا اینکه دیدم بچه ها تو نماشا ویدیو آپلود کردن! فضاش چطوره خوبه؟ حداقل ملیون ها بار لازم نیست شیرآلات راسان رو ببینید. خدا لعنتت کنه شیر آلات راسان و البته ایزی پایپ. ولی هیچ کدوم اینا به پای تبلیغات سمی فیلو نمیرسیدن، قشنگ انگار با گوشی قدیمی کلیپ ضبط کرده بودن به سبک "چای آتیشی" .تو آپارات چیزای زیادی هست بخصوص که یه عده از یوتیوب برمیدارن توش آپلود میکنن ولی خب اگه شخص معروفی نباشه احتمالا آپلودش نکنن. یه سایتی هست به اسم https://zintube.ir/ که ظاهرا ویدیو های یوتیوب رو داره میذاره، اصرار داشت دونیتش کنم و نکردم. 

تو آپارات دیگه داره تبدیل به عادت ناسالم میشه که میرم قسمت استریم ها و خیل عضیمی از مردمان عجیب رو چند دقیقه تماشا میکنم. یه استیمر سنگک خوار آوردم براتون:

قشر عجیبن، بعد بچه مایه دارن بیشترشون. سیستم رنگارنگ و میکروفون و دوربین و هدفون گرون قیمت میگیرن میان درباره بی اهمیت ترین مسائل تاریخ بشر صوبت میکنن، چند ده تا ادمین استخدام میکنن که اگه کسی چیزی خلاف حرفشون گفت رو بن کنن. تو استریم دخترا به وفور میتونید جلمه " سگتم بانو" رو از پسران سست عنصر این آب و خاک ببینید، که البته چند ثانیه بیشتر دووم نمیارن و بن میشن. آراش های غلیظ و مالیدن مقدار زیادی گچ بنایی به صورت به وفور بین بانوانی که اصرار دارن زیر 20 سالشونه دیده میشه درحالی که میدونم یارو گندست. 

در خطه مردان یکی هست که تا جایی که یادمه داره مسابقات کانتر استرایک گزارش میکنه، فردوسی پور کانتره. یه عمو امیره که خیلی گندست و به شدت فرابازیگری میکنه، یعنی همون اوور اکتینگ، سرو صدای الکی و داد و بیداد برای سرگرم کردن کودکان و تاکید داره آپارات زومه رومن چیز اضافه ای بگم گونی پیچم میکنن. جدا ازینا من یه سیبیلی دیدم که واقعا سیبیل بود! درحال خوردن ماکارانی و زیرپوش سفید لکه دار داشت مخ یکی از دونیتور هارو میزد که بیاد خونشون و اون خوشحالش کنه. وضعیت به شدت خطرناکی بود. حیف ازش عکس نگرفتم کنار این سنگک خوار ترکیب جالبی میشد. 

تو ویجیاتو هی خبر میاد که فلان بازی منتشر شده حالا چطوری بگیریمش، ای بابا چقدر ما بدبختیم نمیتونیم قانونی بازی رو بخریم الان دیگه نیستش. خبر نداره بازی یک ساعت از کرک شدنش نگذشته تو آپارات دارن استریمش میکنن. 

درکل فضای استریم چیز عجق وجق عجیبیه و من هنوز نمیفهمم چرا یه عده به اینا پول میدن. طرف ده ملیون دونیت میکنه یکیرو و باهم در این شرایط بد اقتصادی عر میزنن. پول واسه کارای احمقانه زیاد دارن واقعا

 

نظرات (12) پسند ()

ذهن نگاشت اردیبهشت

احساس حروم شدن زندگی میکنم. 

پنجره رو باز گذاشتم که همراه هوا کمی هم سروصدای شهر بیاد، به خاطر این خفه شدن بیش حد صدا توسط پنجره های دو جدارست که خیلی ازشون خوشم نمیاد. 

یه آهنگ گذاشتم که مثلا حس نوشتنم بیاد. بخوام اینجا بذارمش باید یه قرن رو صرف آپلود کردنش کنم و گذاشتن لینکش به امید اینکه کار کنه. 

گوگلم فعلا فلجه، روزی هفت هشت بار اینطوری میشه، وای فای شمام همین طوریه؟ صبانت افلیج بدبخت بی خاصیت 

کار خاصی نمیکنم اینروزا و ترجیه میدم اینو همونجایی بنویسم که هیچکس نمی‌دونست، حس میکنم برای بعضیا الگویی چیزی هستم و این باعث بد آموزی میشه. 

دیجیاتو یه آمار از یه سازمانی منتشر کرده بود که کسب و کار های آنلاین، تبلیغات و گرافیک هشتاد درصد ضرر کردن و باقی مثل صنایع غذایی چهل درصد. منکه درآمدی از گرافیک نداشتم ولی الان دیگه مطمئنم بیشتر کسایی که اوایل حرفه کاریشون بودن از بازار حذف شدن.  فقط گردن کلفت هاشون موندن، با نبود اینستا نمیدونم الان کجان و چیکار میکنن، یه سری هاشون که ادایی نبودن رو دنبال میکردم. 

تو روبیکا پیجمو دارم میارم بالا، نه چون میخوام روی سکوی داخلی کار کنم، میخوام ثابت کنم چقدر ناکارآمده. به هرحال نمیشه فقط حسی و از روی نظرات بقیه قضاوتش کرد باید تجربی کوبیدش. 

فکرشو میکردم یه روزی برسه که تنها اپ هایی که روی موبایل باز میکنم روبیکا، ایتا و گوگل کروم باشن؟ از آقا تلگرام به کجا رسیدم، چنگیز خان اژدر مرغکی گفت بیشتر مردم تن به کانفیگ های ملیونی و سیم کارت پرو دادن، دوست دارم این حرفو باور نکنم. چطوری اینقدر با حقارت سریع خو میگیرید؟ وایسید سه چهار ما بعد حداقل خو بگیرید! 

صبح ها که بیدار میشم به ترتیب شهر خبر - بلاگیکس - گیمفا - دیجیاتو رو چک میکنم، یه چشمم نیمه بستست و یکی به زور بازه. دنیا اندر خم یه تنگه و ما گرد جنگ میگردیم، معمولا کامنت ها کمن، حس میکنم بلاگیکس خلوت شده و درباره گیمفا هم که... 

کامنت میدم تا شناخته بشم و بعد برای وبلاگ گیمی مون "ایکس پی" تبلیغ کنم. حس میکنم به مدل دیجیتال مارکتینگ باشه کارم. 

میتونم تقریبا هر بازی که بخوام نصب کنم ولی انگار وقت حسی شو ندارم، وقت حسی میدونید چیه؟ ینی وقتش هست ولی حسش نیست. ینی احساس میکنی این بازی کردنه از شدت بیکاری وقت تلف کردنه. وقتی در کنار کار بازی میکنی حس میکنی سالم تره. 

احساس میکنم دیگه تو اون سنی نیستم که از شدت بیکاری ساعت ها بازی کنم، اگه کار مفیدی نکنم حس بدی میگیرم. میتونه بخشیش از انتظارات تخیلی خانواده باشه که همیشه آدم رو نگران میکنن. درباره من نگران کنندست اگه بخوام بهش زیاد فکر کنم. 

فعلا که گاهی blur بازی می‌کنم، قصد دارم یه ویدئو نقد و چند تا گیمپلی کوتاه ازش آپلود کنم. 

انیمه فریرن رو میبینم، واقعا جالبه مخصوصا داستان و شخصیت پردازیش و صد البته که با وجود آهسته پیش رفتنش صحنه های مبارزه خوبی داره. داستانش درباره یه الف با عمر درازه که تصمیم میگیره انسان هارو بشناسه و این تضاد بین موجود خیای سن بالا و انسان کوته عمر رو جالب نشون میده.

اگه تنبلی نکنم این کتاب ساخت مدل کسب و کار رو تموم و یادداشت برداری های لازم رو از‌ انجام بدم، سستی می‌ورزم. 

و تیک زدن کار های دیگه که ماه هاست انجام ندادم مثل تکمیل هویت بصری قصر انیمه و دوبله کردن یه کارتون از بازی الدن رینگ 

کاش یه صبحی بیدار شم که هیچوقت به ظهر و عصر تبدیل نشه، صبح ها کار کردن حال میده. 

گاهی گیمپلی فاخر میذارم و ادیتش میکنم. یک محتوای متناسب با حال و هوای جنگ از چهره تبلیغاتی آمریکا تا واقعیتش با کالاف دیوتی! چقدر تو بازی هاشون خودشونو خفن نشون میدن الکی

با وجود همه اینا من بی کارم. اینا برای خانواده توجیه پذیر نیستن، از نظر اونا بهتره بشینم یه محتوا شبیه شهبازی بسازم ،همون برنامه مثلا خنده دار 

چجوری بگم ازین یارو، ازین طرز فکر و این محتوا حالم بهم میخوره. هرچند خیلی سخت نگیر نیستن فقط میخوان به کاری بکنم که بدردبخور باشه واسه جریانات امروز جهان. 

سطح انتظارات همیشه همینطور بوده. 

بعد از سه هفته پیگیری کارای دانشگاه فهمیدم مسئول گسسته دانشگاه نه تنها نامه منو ارسال نکرده بلکه هر بار در جواب من می‌گفته منتظرم جوابش بیاد، مسئول آموزش گفته بود آدم بی خودیه. همیشه چند تا آدم بی مسئولیت به تورم میخورن. حقوقشون بی برکته 

الان دلم میخواد چشم هامو ببندم و بیدار که میشم تو خونه قدیمی مون درحالی که هنوز 17 سالم نشده باشم، از گرمای آفتاب زیر پلک هام لذت ببرم، نقاشی بکشم، بازی کنم و احساس کنم میتونم با دو سه بازی کامبویتری ساختن دنیا رو تغییر بدم... 

 

نظرات (32) پسند ()

دنبال‌کنندگان مشاهده همه

آمار بازدید

بازدیدکنندگان آنلاین 1
بازدید امروز 9
بازدید گوگل امروز 5
بازدیدکنندگان امروز 7
بازدیدکنندگان دیروز 10
بازدیدکنندگان هفتگی 34
بازدیدکنندگان ماهانه 163

چیزی برای جستجو تایپ کنید

ذهن نگاشت
ذهن نگاشت
یادداشت ذهنی

موقت مینویسم