یه دوره ای از زندگیم اینقدر آدمای مختلف رفتن که فهمیدم ما ها برای هم مثل ایستگاه اتوبوسیم، گاهی خط سفر زندگی مون به هم میخوره، یه مدت میمونیم و بعد میریم پی زندگی هامون...
چیزایی که بعد از رها کردن برات میمونن، تا آخر عمر باهات میمونن.
بهشون میگن درس های زندگی که از روی کتاب نخوندی و تجربی قراره لمس کنی.
خوشبختانه باعث نشد دلسرد از مردم و گرگی تو پوست برره بشم. فقط یاد گرفتم بهتره اثر خوبی بذاری و بذاری خودش روالش رو طی کنه
بعضی وقتا که یه فروشنده نشسته توی دکه کوچیک رو میبینیم یا یه پیرمرد که داره با یه موتور گازی قدیمی رد میشه با خودم میگم چی میشد زندگی اینقدر ساده بود. یه روتین تکراری و ساده بی دردسر که به مرور باعث زوال عقلت بشه!
امروز خبری توی دیجیاتو خوندم که سازمان فناوری اطلاعات دنبال ساختن یه اکوسیستم بسته دیجیتال توی کشوره. شامل موبایل بومی، موتور جست و جوی بومی و زیرساخت توسعه نرم افزار و خدمات بومی
بومی بهتره با چینی جایگزین کنن چون سودشو اون میکنه، میرن ازش قطعه و طرح میخرن مونتاژ میکنن و "داریا باند" متولد میشه.
چقدرم ذوق میکنن که آمار نصب اپلیکیشن های داخلی بالا رفته. انگار بین تلگرام و ایتا واقعا در دوراهی سختی بودیم.
باز دم تلگرام گرم که به صورت متن باز وجود داره تا تونستن انبوه کپی های مختلف ازش بزایند.
بی انصاف نباشیم تو ساختن اپلیکیشن های چند منظوره خوبن، مثلا چهل تا سرویس رو میکنن تو یه اپ میشه سوپر اپ!
اکوسیستم بسته بار ها ناکارآمدی شو تو کشور های دیگه نشون داده، یه قرآن بذاری تو داشبورد سمند تبدیل به بنز نمیشه. فقط دلال پروری کردی
خودکار کیان نمونه موفق رقابت و کیفیت. اینقدر ارزونه و با کیفیت اصن سمت مورد دیگه ای نمیرم. لعنتی هفت هزار تومنه فقط! حتی ده تومنم نیست از بستنی ارزون تره
هنوز چند نسل مونده تا دموکراسی تو فلات غرب آسیا جا بیافته، همون خاورمیانه
هر گروه فکر میکنه حق آزادی بیان فقط مختص خودش و مطابق میل باور های خودشه. فرقی نداره کدوم گروه قدرت رو بدست بگیرن، در نهایت هرکدوم اون یکی و منتقدان خودشو سرکوب میکنه.
دو مدل آدم رو هیچوقت نمیفهمم، دسته اول خشکه مذهب های تندرو و دسته دوم ضد مذهب های مثلا روشنعنفکر
انگار دو جهان هایی خارج از درک من زندگی میکنن.
سبک زندگی شون، افکارش و باور هاشون عجیبه انگار از قوای عقل بی بهره شدن. بقیه مردم جایی بین این دو دسته زندگی میکنن کمی متمایل به اونور و گاهی متمایل به اینور اما از اینکه چرا اینطوری زندگی میکنن به چیزی شک نکردن.