این عبارت سالهاست توی شبکه های داخلی با استناد و گاهیم با دلایل من دراوردی تکرار میشه، جواب کوتاهش اینکه "بله" ولی معنیش این نیست که جمهوری اسلامی رو به صعوده -_- آره با این تورم و مدیریت فلج ارواح عمش رو به صعوده
اما چرا اینو میگن و چرا جوابش مثبته رو در ادامه در طی تحقیق و بررسی های خودم که کلا یه ساعتم نشد میگم. موضوع فقط درباره آمریکاست و ربطی به ایران نداره، رابطه الا کلنگی نیست.
نظریه افول آمریکا تقریبا از دهه 40 توسط والتر لیپمن مطرح شد، وقتی که آمریکا تو جنگ جهانی دوم داشت به ابر قدرت تبدیل میشد و قدرت مشغول انتقال از انگلستان استعمارگر به آمریکا بود. والتر گفت که آمریکا باید بین اهدافش و توانایی هایش خودش تعادل برقرار کنه وگرنه تو چالش میافته. مرحوم آینده نگر بود چون بعد ها آمریکا کاملا برعکس اینکارو انجام داد. افول یه ابرقدرت میتونه چندین دهه طول بکشه و اروم اروم اتفاق میافته، معینش این نیست که همین فردا میپاشه از هم!
این نظریه بعدا شد پایه دلیل اصلی افول آمریکا توی نظریه های بعدیش یعنی " گسترش بیش از حد امپراطوری"
از زمان اومدن بشر، امپراطوری های خیلی گنده ای اومدن و رفتن، هرچقدر هم بزرگ و عظیم و هرچقدر که مردم اون زمان فکر میکردن بابا این اصن امکان نداره از بین بره، اونا از بین میرفتن و جاشونو به یکی دیگه میدادن. یه روز هخامنشیان بود، یه روز مغول بود، یه روز حکومت اسلامی بود، یه روز امپرطوری استعماری بریتانیا...
تقریبا با هر بحرانی که آمریکا توش وارد میشد این نظریه افول قوت میگرفت، وقتی که شوروی تونست ماهواره بفرسته به فضا، جنگ ویتنام، وقتی که ریچارد نیکسون رئیس جمهور اعتبار دلار رو از طلا جدا کرد، بحران نفتی دهه 70، بحران اقتصادی 2008، رشد چین و الانم جنگ با ایران و...
آمریکا بالا و پایین های زیادی داشته و هر بالا و پایین رفتنی به معنی هزینه های خیلی زیاده، هم مالی و هم اجتماعی. چون علاوه بر اینکه باید پولشو داشته باشی که تو کلی جنگ و کودتا شرکت کنی باید وجه اجتماعی خوبی هم براش بسازی تا منطقی بنظر برسه. دولت پیوسته تلاش میکرد هم نقش پلیس جهانی رو بازی کنه و جلوی گسترش کمونیست رو بگیره و هم بعدش این قدرت رو حفظ کنه، تقریبا اوج آمریکا از 1945 تا دهه هفتاد بود، بعدش یه تغییر بزرگ داد و دهه 90 هم اوضاع خوب بود تا رسید به بعد 2000 که اونجام یه دست انداز گنده داشت.
دیگه بعدش دست انداز زیاد داشت.
اولین حرکت ریسکی برداشتن سیستم برتون وودز بود، شایدم اولین حرکت نبود ولی حرکت تاثیر گذاری بود. سیستم برتون وودز میگفت دلار در مقابل طلا معاوضه میشه، یعنی ارز رایج آمریکا معادل مقدار طلایی که ذخیره داره ولی هزینه های بیرونی این ابرقدرت اینقدر زیاد بود که نمیتونست محدود دلار چاپ کنه پس این سیستم رو برداشت. این باعث تورم شد، چاپ بی رویه اسکناس کاریه که تو جمهوری اسلامی انجام میدن و همانا حرکت احمقانه ایه کلا. بعد مدتی آمریکا سیستم پترودلار رو ساخت، یعنی کشور های عضو اوپک باید نفت رو به دلار خرید و فروش کنن.
تا وقتی نفت هست پس نیاز به دلار هست و تا وقتی نیاز به دلار هست پس چاپ کردنش منطقی بنظر میرسه.
این کار تورم میسازه ولی این تورم داره بیرون از کشور میره، یعنی کشور های دیگه دلار میخوان پس تا وقتی به دلار نفت خرید و فروش کنن اوضاع اوکیه
پترودلار ریسک هایی هم داشت، مثلا دهه 70 کشور های عربی تصمیم گرفتن آمریکا رو تحریم کنن و بحران به داخل کشور کشیده شد. با مصیبت تونست این وضعیت رو جمع کنه، یکی از اون مصیبت ها هم پهلوی توی ایران بود که کلا جعمش کرد و خمینی رو گذاشت بیاد بالا! چون پهلوی دیگه دوست آمریکا نمیخواست باشه، دوست یعنی همون باج دهنده و این صوبتا...
حرکت ریسکی بعدیش مربوط به جنگ ها و درگیری های برون مرزی بود، جنگ های خیلی هزینه بری که واقعا از نظر رسانه ای باید قانع کننده بنظر میرسیدن، بعد از جنگ ویتنام آمریکا خیلی نتونست از نظر رسانه ای جنگ هاشو منطقی نشون بده، افغانستان و عراق حسابی این دیدگاه رو آمریکا پلیس جهانه رو زیر سوال بردن. یه جورایی بنظرم وقتی شوروی از بین رفت آمریکا وجهه مثبت خودش رو رفته رفته از دست داد، تا وقتی اون بود این یکی خوب به نظر میرسید. نقد های زیادی به جنگ افروزی های ایالات متحده بود، از طرف فعالای بین المللی، سرباز های بازنشسته و داخل کشور که این ایده" داریم از کشور دفاع میکنیم" منطقی نیست. اون سر دنیا داری از چی دفاع میکنی ؟!
بعد از دهه هفتاد با رشد ژاپن و آلمان بازم این ایده مطرح شد که شاید آمریکا دیگه اول نباشه، ژاپن یه مدت واقعا رشد اقتصادی بیشتری از آمریکایی داشت که با تورم و رکود (جنس گرون میشه و تولید نمی صرفه) دست و پنجه نرم میکرد، با یه سری قرارداد و توافقات کاملا دوستانه (الکی مثلا) تونست ژآپن رو بندازه عقب ولی بعدش چین شروع کرد به رشد کردن. روابط چین و آمریکا قبلا اوکی بود و از غرب کمک های زیادی به چین شد که اقتصاد خودش رو بازسازی کنه اما ظاهرا تو دهه چهل ولش کردن یا رابطه شون شکر آب شد. اینو نوام چامسکی میگه که اونم از کسایی که جدیدا خیلی نظریه افول آمریکا رو میگن و هی سیاست هاشو نقد میکنن.
اوراق قرضه میدیم! آمریکا برای تامین هزینه های زیاد برون مرزیش اوراق قرضه میده، یعنی پول میگیره و اوراق قرضه صندوق ها و شرکت هاشو میده به کشور ها و مردم خودش. اونام پولا رو پس نمیگیرن چون سود میده به هرحال تا اقتصاد رشد داره گنده هایی مثل چین و ژاپن که بیشترین اوراق قرضه رو گرفتن نمیاین پولارو پس بگیرن، اوراق قرضه مثل سرمایه گذاری تو بورسه
بعد از سال 2000 آمریکا تو بحران های مختلفی وارد شد، یکیش بحران مالی سال 2008 بود که بانک ها اومدن کاملا بدون نظارت و الکی شروع به دادن وام مسکن به ضغیر و کبیر کردن، این همه وام هایی که پشتوانه نداشتن باعث شدن حباب مسکن گنده ای شکل بگیره و وقتی ترکید کلی آدم به غیر از سرمایه دار هایی که میدونستن این میترکه بیکار شدن، کلی شرکت و بانک ورشکست شدن و بانک مرکزی به زحمت این قضیه رو جعمش کرد.
بعد ها یازده سپتامبر و جنگ های افغانستان و عراق بود که بالاتر گفتم، اون تصویر مثبت رو تو ذهن مردم از آمریکا خراب کرد. با گذشت زمان تو این دهه کشور ها احساس کردن آمریکا متحد قابل اعتمادی نیست و بهتره حواسمون به خودمون باشه. پترودلار به آمریکا قدرت اینو میداد که کشور هایی که باهاشون حال نمیکنه رو تحریم کنه و این تحریم ها باعث شد اون کشور ها شروع به جایگزین کردن سیستم خودشون بکنن، مثل چین و روسیه. این دور زدن تحریم ها توسط کشور هایی مثل ایران و بقیه سیستم های مستقل پرداخت و تجارت رو گسترش داد، مثلا بریکس رو درست کردن که کشور های عضوش مستقل از پترودلار تجارت کنن، یا با پول خودشون تجارت کنن و البته که همه این سیستم ها نو پا و کوچیکن هنوز
با جنگ اوکراین و اتفاقاتی که توش افتاد اتحادیه اروپا که همیشه متحد جونجونی آمریکا بود متوجه شد کلاه سرش رفته و داره هزینه اضافی میده بابت تصمیمات یکی دیگه تو اون سر دنیا. قرار بود بقیه بدبختی بکشن و ما و آمریکا خوش باشیم نه اینکه مارم بندازه تو هچل. مدتی بحران انرژی به بهانه تحریم کردن روسیه پیش اومد و مجبور بودن همون انرژی رو از امریکا یا جای دیگه گرون تر بخرن، خود اوکراین هم متوجه شد عین لیبی کلاه سرش رفته و با وجود اینکه بهش گفتن انرژی هسته ایت رو بیخیال شو و عضو ناتو باش داره هزینه های یه جنگ فرسایشی رو میده. بعدم که ترامپ اومد بهش گفت یه بخشی از کشورت رو باید بدی بره ...
ترامپ خودش یه ریسک برای آمریکا بود. جمهوری خواهی که سیاست های پشت پرده آمریکا رو به عنوان ابزار پیشبرد اهداف استفاده میکرد، با اینکه تهدید به تعرفه به اینو اون، دزدیدن رئیس جمهور ونزوئلا، تحقیر کردن اعراب خلیج فارس و رفتار های مودیش موثر از آب درمیومد ولی ازون طرف تصویر بیرونی آمریکارو کاملا خراب میکرد. متحد ها تصمیم گرفتن مستقل عمل کنن و توی جنگ دوازده روزه و جنگ الان هرکدوم مطابق منافع خودشون وارد جنگ نشن.
میشه گفت مجموعه ای از بحران های قدیمی که آمریکا به خاطر سلطه بیش از حد توانش خرج میکرد رفته رفته تراکمشون نسبت به زمان بیشتر شده والان به جایی رسیده که اتحاد های سابق مثل شورای امنیت، سازمان ملل و ازین جور چیزا دارن از هم وا میرن و نظم سابقی که تو این چند ده سال ساخته شده بود داره میپاچه
تو جنگ اخیر خیلی لابی یهود و نفوذش تو آمریکا مطرح تر شد، با رو شدن پرورنده هایی مثل اپستین و پاف ددی تصویر دارکی از سیاست، سرگرمی و اقتصاد آمریکا رو شد که پایه های مهمی از تصویر کلی اجتماعیش هستن، به هرحال کسی آمریکا رو به امام زاده جیزس کرایست نمیشناسه که -_- خیلیا گفتن که اسپتین ابزاری بوده تا اسرائیل بتونه از دولت آمریکا برای اهداف یهود بهره کشی کنه. در کنارش عرب های خلیج فارس که کلی پول داده بودن متوجه شدن هم تحقیر شدن تو مجامع عمومی هم اون پولا کمکی نکرد و برای آمریکا اسرائیل مهم تره. با این بحران های نفتی کشور های دارن سعی میکنن بخشی از انرژی رو از جایی غیر از نفت تامین کنن و خودشونو از زنجیره تامین جهانی بکشن بیرون.
به طور کلی آمریکا تو دهه 40 تا 70 تونست نظمی رو تو جهان بسازه و به خاطر ریسک های فراتر از توانایی ها و نیازش کم کم این نظم تغییر شکل میده و میپاچه. تو قدم اول تصویر اجتماعی دیگران از آمریکاست که با گذر زمان از یک ناظم آزادی بخش تبدیل به قلدری عشق نفت و نوچه یهود شده. درسته که آمریکا از نظر نظامی و رسانه ای قویه اما این تغییر تصویر نسل به نسل تو جهان منتقل و کامل تر میشه و دولت هایی که الان با آمریکا کنار میان، بهش باج میدن یا مردمشون رو سرکوب میکنن رفته رفته تغییر میکنن. همین الان هم تو کنگره های کشور های مختلف اعتراضات دولتی و مردمی رو میشه دید.
با تغییر تصویر و جدا شدن آروم آروم متحد ها نظم سابق به یه بی نظمی موقتی تبدیل میشه، یه مقدار زیادی جنگ و اینا میشه تا نظم جدید شکل بگیره. چین اولین گزینه احتمالی واسه ابرقدرتی بعدی هستش ولی به نظرم اینکه چین رشد داره میکنه به خاطر اینکه آمریکا رقیبشه، به هرحال یه جایی باید باشه که تکنولوژی هاشو بدزده، کپی کنه یا ایده بگیره. حتی اگه آمریکا متحد هاشو ول کن و منزوی شه این بازم ازش میخواد بکنه ازش
اینکه جمهوری اسلامی این جا چی میشه بستگی به خودش داره ولی فکر میکنم کشور هایی که زودتر شروع کردن به مستقل کردن خودشون از نظر اقتصادی و سیاسی و نظامی بیشتر برد میکنن.
چیزی اشتباه گفتن بوگویید
